عبد الحسين نوايى
363
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
نامهء محرمانهء نادر شاه به سلطان محمود خان « 1 » هو اللّه تعالى شانه بر ضمير منير همايون كه مطرح اشعهء انوار ايزد بىچون است منكشف و مرتسم مىدارد كه قبل از اينكه به تأييد الهى آثار سب و رفض و بدع را از ايران محو و منسوخ نموديم ، در خصوص تعيين ركن و سر مذهبى امام جعفر صادق ( ع ) از راه يگانگى و دوستى و ولا به آن دولت ابد پيوند تكليف شد و چون در اين ضمن غرض سواى سازگارى اهل اسلام و تاليف امت حضرت سيد الانام نبود ، مظنون كلى آن بود كه البته درجهء قبول و ارتضا خواهد يافت . بعد از وقوع مقدمهء يكن محمد پاشاى سرعسكر هر چند تأمل شد ، انكار و تحاشى امناى شرع اطهر و اعيان دولت به حدى مشهود گرديد كه به اين همه سفك دماء راضى شدند و به قبول آن تكاليف راضى نشدند . هر چند كه به عنايت ايزدى مذهب سنت و جماعت كه عبارت از قبول حقيت خلافت خلفاى راشدين رضوان اللّه عليهم اجمعين و ترك مبتدعات باشد ، در ايران كمال
--> ( 1 ) - عنوان نامه در سند : نامهء مرقومه پيچيده ورود ايدن فارسى نامه نك بعينه صورتيدر .